حسن حسن زاده آملى
466
هزار و يك كلمه (فارسى)
است كه نيزه و كاف پسوند مفيد معناى « مانند » است . چنان كه اين كاف را در محاورات روزانه خود بسيار به كار مىبريم . مثلا چون از برف يا گل يا ديگر جمادات پيكرى به شكل آدم ساختند مىگويند آدمك ، يعنى آدم نيست آدمنما است . لذا در گاه دشنام گويند فلان مردك و فلانه زنك ، يعنى مرد نيست مردنماست و زن نيست زننماست كه به زبان عاميانه گويند مردى كه و زنى كه . و به همين جهت عينك را عينك گويند كه چشم نيست چشمنما است ، و سمعك گوش نيست گوشنما است . و نيز در پارسى كاف مفيد ملاطفت و نوازش داريم ، مثلا در حكايت موسى عليه السّلام و شبان دفتر دوم مثنوى عارف رومى از زبان شبان به خداوند آمده است : دستكت بوسم بمالم پايكت * وقت خواب آيد بروبم جايكت و نيز در دفتر دوم آن اين كاف را كاف رحمت خوانده است آنجا كه گويد : آن غلامك را چو ديد اهل ذكا * آن دگر را كرد اشارت كه بيا كاف رحمت گفتمش تصغير نيست * جدّ چو گويد طفلكم تحقير نيست و استعمال كاف پسوند مفيد تصغير و تحقير نيز در زبان پارسى بسيار است - و گاهى اين پديدههاى جوّى را يعنى همان ذوات الأذناب و نيازك و اعمده را مىيابى كه به پيروى فلك در حركتند . و پس از آن طبقه آتش است . و برخى از دانشمندان ، هوا را به اعتبار مخالطت و عدم مخالطت آن با ابخره ، بر دو قسم كرده است : يكى هواى لطيف صافى از ابخره كه حدّ آن قريب به هفده فرسنگ است . و قسم دوم هواى كثيف مخلوط با ابخره كه آن را كره بخار و عالم نسيم و كره ليل و نهار گويند . كره نسيم بدين سبب كه مهبّ رياح است . و كرهء ليل و نهار بدين جهت كه قابل ظلمت و نور است . كبودى كه گمان مىرود رنگ آسمان است در اين كره متخيّل است ، متخيل بدان معنى كه در پيدايش رنگين كمان گفته آمد . و بدين اعتبار كه هوا بر دو قسم ياد شده منقسم شود ، عناصر مانند آسمانها به هفت قسم خواهند بود .